آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

45.ما و مهمونامون:)

1391/11/22 11:26
نویسنده : مامان آرام
198 بازدید
اشتراک گذاری

جمعه حدود ظهر مامانی و بابایی و دایی افشین و زندایی سیما و آنیتا خوشگله اومدن پیشمون :*

بعدازظهر یه سر رفتیم همدان و رفتیم گنجنامه ... رفتیم تله کابین و بالای کوه ... خیلییییییییییییییی برف بود و خیلی خوشگل ... رفتیم آش خوردیم که ای کاش نخورده بودیم ... حسابی آبروم رو برد خانومه ... انقدر تعریف آشهاش رو کرده بودم افشین با جدیت رفت 6 تا سفارش داد! به تنها چیزی که شباهت نداشت آش بود! مث قورمه سبزی بود ! یه چند تا نخود اینا هم داشت !!! ولی بهرحال جاش خوشگل بود و کلی عکس انداختیم:)

بعدش بابا مرتضی و دایی افشین و سیما رفتن سورتمه سواری ... شام هم برگشتیم خونمون ... شنبه صبح حدودای 9:30 راه افتادیم به سمت غار علیصدر ... خیلی باحال بود و از بیرون گرمتر بود! بالاخره پیاده روی هم کردیم و جاهایی که اون سری نرفته بودیم هم رفتیم ... آمیتیس هم مجددا تو غار پیف کرد! اصلا آب سبکه واسه بچه م دلش سبک میشه:دی انقدر خوب و گرم بود که همونجا عوضش کردیم! بعدش رفتیم هتل جهانگردی اونجا و ناهار خوردیم و رفتیم سمت لالجین ... یه تابلوی خوشگل خریدم واسه خودم و یه قلک زشت واسه آمیتیس! خداییش زشته ولی من فقط میخواستم بخرم واسه جمع کردن پول خردهامون ... ولی به قول افشین روزی که بشکنیمش - حالا هر وقتی باشه فرقی نداره ... پولها رو باید بدیم به موزه:دی - بعدش رفتیم همدان و رفتیم باباطاهر و بعدش رفتیم مقبره ی استر و مردخای که در مقبره بسته بود بخاطر شنبه بودن که آقاهه گفت روز شنبه ما اصلا نباید بازش کنیم چون گناه داره برامون ولی مسجدش و اینا رو نشونمون داد ... من و مرتضی قبلا دیده بودیم ولی بازم دیدنش خالی از لطف نبود . از اونجا دیگه هر جایی رفتیم تعطیل بود! دیگه رفتیم یه دور تو رفاه زدیم و بعد رفتیم علومی و کماج گرفتیم و در آخر رفتیم پاساژگردی و من برات یه سری اسباب بازی خریدم:دی البته خیلی ارزون ... ولی در هر حال خرید بود دیگه!

اینم عکساش !!!

 

امروز صبح هم مامانی اینا رفتن و من غصه دارم:( آنیتا هم کلی گریه کرد برام:(

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

فرناز مامی علی
22 بهمن 91 19:08
عزیییییییییییییزم مبارکه خریدات و همینطور خیلی بهم انرژی دادی با این همدان گردی ...تصورشم قشنگ بود ...

وای یه چیزی ارام ...

اون عروسک انگشتیا رو من از هایپر خریدم 9000 تومن تازه دو سه ماه پیششششششش



فرناز اینجا هنوز خیلی چیزا ارزونتر از تهران هستش ولی خانومه گفت از شنبه 30% افزایش قیمت داریم
نرگس گلی
23 بهمن 91 0:43
ارام جون اون اسباب بازی ارزونی که میگی همون اولیه با اینکه ارزونه ولی اینگده باحاله رادین عااااااااااشقشه


آره نرگسی ... خانومه میگفت چینیشو ببر! من گفتم ایرانی دیگه خداییش به هر صورتی باشه به چینیش شرف داره! آمیتیس هم کلی خوشش اومد چون رنگی رنگیه
زهرا
24 بهمن 91 13:04
منم از اون انگشتیا میخواااااااااااااام !

هرجا گشتم ندیدم !


فرناز گفت از هایپر گرفته ... ولی فکر کنم اسباب بازی فروشیا دارن ... فروشگاه نی نی وبلاگ هم داره ... اینم آدرس سایتشه www.shadirouyan.com
هانی جون
30 بهمن 91 0:11
همیشه به گردش و خوشی ..خرید هات هم مبارک باشه جیگر خاله


قربونت خاله
علی
30 بهمن 92 16:13
کی به شما گفته بیایید توی مدرسه ی ما وجنس بفروشید گرون فروش ها
مامان آرام
پاسخ
والا این همدانیها بعضی چیزاشون گرون بود خوب شما ببخشیدشون